تبليغاتX
دهکده سرگرمی

دهکده سرگرمی

 زیر گنبد کبود

جز من و خدا

کسی نبود

روزگار

روبه راه بود

هیچ چیز

نه سفیدو نه سیاه بود

با وجود این

مثل این که چیزی اشتباه بود

زیر گنبد کبود

بازی خدا

نیکه کاره مانده بود

واژه ای نبود و هیچ کس

شعری از خدا نخوانده بود

تا که او مرا برای بازی خودش

انتخاب کرد

توی گوش من یواش گفت:

((تو دعای کوجک منی))

بعد هم مرا مستجاب کرد

پرده ها کنار رفت

خود به خود

با شروع بازی خدا

عشق افتتاح شد

سال هاست

اسم بازی من و خدا

زندگیست

هیچ چیز

مثل بازی قشنگ ما

عجیب نیست

بازی ای که ساده است و سخت

مثل بازی بهار با درخت

با خدا طرف شدن

کار مشکلیست

زندگی

بازی خدا و یک عروسک گلی است

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/04ساعت 11:51 PM توسط sambad|

سلام بر دوستای گلم امیدوارم حال همگی خوب باشه و برای همتون سالی پر از شادی و سلامتی و موفقیت در کنار خانوادهاتون  ارزومندم سال نو همگی مبارک

نوشته شده در دوشنبه 1390/12/29ساعت 11:32 PM توسط sambad|

رفتار من عادی است

اما نمی دانم چرا

این روزها

از دوستان و آشنایان

هر کس مرا می بیند

از دور می گوید :

این روزها انگار حال و هوای دیگری داری !

اما ، من مثل هر روزم

با آن نشانی های ساده

و با همان امضا ، همان نام

و با همان رفتار معمولی

مثل همیشه ساکت و آرام



این روزها تنها

حس میکنم گاهی کمی گنگم

گاهی کمی گیجم

حس می کنم

از روزهای پیش قدری بیشتر

این روزها را دوست دارم

گاهی

از تو چه پنهان

با سنگها آواز می خوانم

و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم

این روز ها گاهی

از روز و ماه و سال ، از تقویم

از روزنامه ها بی خبرم

حس می کنم گاهی کمی کمتر

گاهی شدیدا بیشتر هستم

حتی اگر میشد بگویم

این روز ها گاهی خدا را هم

یک جور دیگر می پرستم...

قیصر امین پور

 

نوشته شده در پنجشنبه 1390/12/18ساعت 12:8 PM توسط sambad|

انقدر زمین خورده ام

 که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون

که همتی از درون لازم است

حالا اما نمیخواهم برخیزم

میخواهم اندکی بیاسایم

فردا بر میخیزم

وقتی که فهمیده باشم

چرا زمین خورده ام

.........

نوشته شده در جمعه 1390/11/14ساعت 11:38 AM توسط sambad|

 

این شعرو یکی از دوستای گلم در نظر به پست قبلی گذاشته منمدیدم خیلی قشنگه حیفم اود واستون نذارم

 مگسي را كشتم:

نه به اين جرم كه حيوان پليدي است ، بد است
و نه چون درصد سودش به ضرر يك به صد است
.
طفل معصوم به دور سر من مي چرخيد
به خيالش قندم
يا كه چون اغذيه مشهورش
تا به آن حد گندم
.
اي دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبي بود
من به اين جرم كه از ياد تو بيرونم كرد
مگسي را كشتم

حسين پناهي

نوشته شده در شنبه 1390/10/03ساعت 9:19 PM توسط sambad|

حسین پناهی

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم

 

نوشته شده در جمعه 1390/10/02ساعت 4:31 PM توسط sambad|


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1390/09/05ساعت 2:12 PM توسط sambad|

این شعر و از وبلاگ دوست خوبم http://shahabeshab.blogfa.com/گذاشتم خودم که خیلی خوشم اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد راستی اونایی که خیلی شعر دوست دارین حتما به این وبلاگ شهاب شب که ادرسشم گذاشتم سر بزنین 

خانه دوست کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خانه دوست همين دور و بر است

آدرس : قلب زمين ، سمت خدا ، كوچه عشق

ته يك كوچه بن بست ، و نزدیک بهشت

و دری باز ، بيا تا برويم

نوشته شده در شنبه 1390/09/05ساعت 1:56 PM توسط sambad|

Jackie ChanBruce Lee
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1390/08/10ساعت 11:43 PM توسط sambad|

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1390/08/10ساعت 11:6 PM توسط sambad|

با سلام خدمت دوست های گل و گلابم امیدوارم معذرت خواهی من و بابت تاخیرم بپذیرید بلاخره این کابوس کنکور تمام شد ومن هم رفتم دانشگاه امروزم واستون یک داستان گذاشتم که امیدوارم مورد پسندتون واقع بشه                                                                                                            ازدواج مسلم : ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.

ازدواح مفرح : مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.

ازدواج موجه : چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1390/07/16ساعت 12:36 PM توسط sambad|

وای خدای من فردا نتایج میاد خیلی دلم شور میزنه اما تصمیم گرفتم صبح شنبه بگیرم ولش تا میتونم باید خوش بگذرونم تا حالم گرفته بعد نتایج جبران شه تو رو خدا واسم دعا کنین اگه روزه این موقعه سحر و افطار به فکره ما کنکوری ها هم باشین از همتون ممنونم اگه نتیجم عالی شه قول میده تند تند اپ کنم اولش که کنکور دادم گفتم حالا که تموم شد خوب خوش میگذرونم ولی به خدا استرس بعد کنکور تا امدن نتایج بدتر از کنکوره فقط دعا فراموش نشهها مر۳۰ از همه شما دوستای گلم
نوشته شده در پنجشنبه 1390/05/13ساعت 10:49 PM توسط sambad|

سلام امیدوارم حال همتون عالی باشه و این روز های عید  بهتون خوش بگذره و تو این ایام شعبانیه بهترین ها رو واستون ارزو میکنم اینم یه مطلب که خیلی خوشم اومد ولی اسم وبی که از روش کپی کردم یادم نیست دوست عزیزی که این مطلب و  از رو وبت کپی کردم هین جا ازت عذر میخوام                                                                                                                                    دنبال خدا نگرد!
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست.
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست.
به دنبالش نگرد!

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست,
خدا در قلبی است که برای تو می تپد,
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد.

خدا آنجاست!
در جمع عزیزترینهایت!
خدا در دستی است که به یاری می گیری,
در قلبی است که شاد می کنی,
در لبخندی است که به لب می نشانی.
خدا در بتکده و مسجد نیست!
گشتنت زمان را هدر می دهد.
خدا در عطر خوش نان است,
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی.
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن!
خدا آنجا نیست!

او جایی است که همه شادند,
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده,
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش,
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش,
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست!

زندگی چالشی بزرگ است,
مخاطره ای عظیم,
فرصت یکه و یکتای زندگی را,
نباید صرف چیزهای کم بها کرد.
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد.
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد.
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم!
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند,
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند.
همچون معرفت بر الله و به خود آیی!

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم!
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند.
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند.
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند!

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم!
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟!یخوام              

نوشته شده در شنبه 1390/04/25ساعت 1:28 PM توسط sambad|

سلام من اومدم امیدوارم حال همتون عالی باشه و شاد و سر حال باشین
در این تصویر به جز خط‌های عمودی سفید و مشکی، چه تصویری را

مشاهده می‌کنید؟



برای مشاهده تصویر پنهان در این مطلب می‌توانید از مانیتور چند
قدم فاصله بگیرید حالا به ما بگویید در این تصویر چه مشاهده کردید؟

نوشته شده در سه شنبه 1390/04/07ساعت 9:50 AM توسط sambad|

سلام به همه ی دوست های گل و نازنینم امروز یه شعر زیبا از فریدون مشیری رو واستون گذاشتم امیدوار خوشتون بیاد عیدتون هم پیشا پیش مبارک  در ضمن میخوام از همتون خداحافظی کنم البته موقت اخه من امسال کنکور دارم واسه همیم تصمیم گرفتم که که این چند ماهه اخرو دیگه بخونم  و واسه همینم تا نهم تیر دیگه اپ نمیکنم البته نظرهاتونو میخونم و بیادتونم امیدوارم سال خوب و خوشی را داشته باشید  واسم دعا کنید خداحافط ....................
نوشته شده در پنجشنبه 1390/03/19ساعت 6:41 PM توسط sambad|

باز کن پنجره ها را که نسیم      روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد ،        و بهار،     روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است   . همه ی چلچله ها برگشتند  ،              و طراوت را فریاد زدند.     کوچه یک پارچه اواز شده است،             و درخت گیلاس  ،          هدیه ی جشن اقاقی ها را ، گل به دامن کردهاست .باز کن پنجره ها را ای دوست !  هیچ بادت هست ،   که زمین را عطشی وحشی سوخت؟             برگ ها پژمردند؟    تشنگی با جگر خاک چه کرد ،    هیچ یادت هست   ،   توی تاریکی شب های بلند ،   سیلی سر ما با خاک چه کرد؟     با سرو سینه گل های سپید  ،     نیمه شب باد غضبناک چه کرد ؟   هیچ یادت هست   ؟؟     حالیا معجزه باران را باور کن !          و سخاوت را در چشم چمن زار ببین !        و محبت را در روح نسیم ،        که در این کوچه تنگ،      با همین دست تهی ،           روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد.    خاک جان یافته است .    تو چرا سنگ شدی ؟   تو چرا این هنه دلتنگ شدی ؟    باز کن پنجره ها را .....       و بهاران را باور کن !!!!!                                            فریدون مشیری            
نوشته شده در یکشنبه 1389/12/22ساعت 9:9 PM توسط sambad|

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1389/12/13ساعت 1:30 PM توسط sambad|

هفته نامه پیک سبز با اشاره به معرفی مدلهای موی ایرانی در جشنواره عفاف ،این عکس را برای جلد خود انتخاب کرد و نوشت : فکر می کنید یک مرد ایرانی به عنوان نمونه « محمدرضا گلزار » بخواهد مدلهای موی متفاوت بر اساس مدلهای ایرانی را امتحان کند ، چه شکلی می شود؟



نوشته شده در جمعه 1389/12/13ساعت 1:28 PM توسط sambad|

حتما برین ببینین از ما گفتن...........


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1389/12/13ساعت 1:27 PM توسط sambad|

یک خانم 45 ساله که یک حمله قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود.
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید: آیا وقت من تمام است؟
خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.

در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت - تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن) -عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم و فقط
به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!
از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين
استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.

بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیله یک آمبولانس کشته شد.

وقتی با خدا روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟

خدا جواب داد : اِاِاِا شمايييييييد نشناختمتون !!!

نوشته شده در دوشنبه 1389/12/09ساعت 6:20 PM توسط sambad|


آخرين مطالب
» زیر گنبد کبود
»
» این روزها
»
» از طرف یک دوست
» دیوونه کیه عاقل کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» دیدار طرفداران گوگوش با او
» خانه دوست کجاست
» اینم عیدی شما دوستای گلم
» عکس های منتخب بازیگران مرد
Design By : Pars Skin


Google Pagerank Checker Tool